آموزش بهبود مهارت های خودتوسعه ای و مدیریت آن

آموزش بهبود مهارت های خودتوسعه ای و مدیریت آن (مطالب عمومی)

آموزش بهبود مهارت های خودتوسعه ای و مدیریت آن

برای بهبود مهارت های خودتوسعه ای و جهت مدیریت آنها باید فعالیت‌‌هایی را انجام داد که شما را در مسیر درستی قرار دهند تا به بهترین نتایج برسید.

خودتوسعه‌ای چیست؟

منظور از خودتوسعه‌ای پیشرفت‌ در زندگی و دستیابی به آرزوها و خواسته‌های بیشتر است. در خودتوسعه‌ای، شما به موفقیت، شادی، کارآمدی و داشتن مهارت بیشتر دست می‌یابید. خودتوسعه‌ای یعنی استعدادها و توانایی‌های بالقوه‌تان را شکوفا کنید و به اهداف و رؤیاهایتان برسید.
بخش مهم خودتوسعه‌ای، خودآگاهی بیشتر، شناخت خود و دلیل کارهایی است که می‌کنید. در خودتوسعه‌ای می‌توانید نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و هدف‌ و مأموریت‌تان در زندگی و ارزش‌هایتان را به‌روشنی تشخیص دهید؛ بنابراین با خودتوسعه‌ای، به رشد و پیشرفت خودتان کمک می‌کنید. البته در این روند ممکن است به گرفتن کمک از دیگران، از طریق داشتن مربی، درمان، خواندن کتاب و تماشای ویدیوهای آموزشی هم نیاز داشته باشید.
 
صنعت خودتوسعه‌ای در آمریکا ۱۱میلیارد دلار ارزش دارد. هرساله ۵۰۰میلیون دلار صرف محصولات خودتوسعه‌ای، دوره‌های آموزشی و هم‌اندیشی‌ها می‌شود.
 

چه‌چیزی را نمی‌توان خودتوسعه‌ای نامید؟

نمی‌توان انتظار داشت فرد یا چیزی دیگر موجب خودتوسعه‌ای‌تان شود. تمام قدرت تغییر در وجود خودتان نهفته است نه فرد دیگر. نمی‌توان بدون به‌کاربستن آموزش‌ها، به خودتوسعه‌ای دست یافت. خودتوسعه‌ای مثل دوپامین نیست که در بدن ترشح شود و شادتان کند. اگر می‌خواهید به خودتوسعه‌ای دست یابید و به آن صرفا به چشم موضوعی سرگرم‌کننده و تفریحی نگاه نکنید،‌ باید هرچه را می‌آموزید به‌ کار بندید.
 

تفاوت خودتوسعه‌ای با توسعه فردی

شاید تا اینجای مقاله این سؤال برایتان پیش آمده باشد: آیا خودتوسعه‌ای همان توسعه فردی نیست؟!
 
نه! نیست. خودتوسعه‌ای (Self-Development) با توسعه فردی (Personal Development) متفاوت است. گرچه شاید این دو اصطلاح شباهت‌های زیادی به هم داشته باشند ولی واقعیت این است که تفاوت ظریفی باهم دارند. شاید دانستن این تفاوت بتواند کمک بهتری به شما برای بهبود مهارت‌های فردی‌تان بکند. پس لازم است که این تفاوت را کمی توضیح دهیم:
 
تفاوت توسعه فردی با خودتوسعه‌ای این است که توسعه فردی درباره کمیت و نوع مهارت‌هایی صحبت می‌کند که باعث رشد شخصی می‌شوند (مثل برنامه‌ریزی، ورزش، یادگیری چیزهای تازه و…) ولی خودتوسعه‌ای به مهارت‌ها نگرش کیفی دارد؛ یعنی اینکه همان مهارت‌های توسعه فردی را چطور و تحت چه شرایطی انجام بدهیم که در مسیر توسعه فردی بهتر پیش برویم. این یعنی مسیر توسعه فردی افقی و جلورونده است ولی مسیر خودتوسعه‌ای عمودی یا عمقی است.
 

۱۲ فعالیت برای بهبود مهارت‌های خودتوسعه‌ای

اکنون که با تعریف خودتوسعه‌ای آشنا شدید، ۱۲ فعالیت زیر را انجام دهید تا بتوانید مهارت‌های خودتوسعه‌ای‌تان را بهبود ببخشید و تغییری اساسی در زندگی به ‌وجود آورید.
 

۱. جملات انگیزشی مثبت

جملات انگیزشی مثبت جملاتی کوتاه و مثبت درمورد چیزی‌اند که از زندگی می‌خواهید. این عبارت‌ها را باید تا جایی که می‌توانید تکرار کنید. اگر این خواسته‌ها را با صدای بلند تکرار کنید، مؤثرتر است؛ اما برای خودتان بی‌صدا هم تکرار کنید خوب است. این عبارات جای آن دسته از افکار منفی تکراری‌تان را که در دام آنها گیر کرده‌اید می‌گیرند. با این روش، می‌توانید آن عبارت‌های منفی‌ای را که قبلا به خودتان گفته‌اید از ذهن بیرون و با جملات مثبت جایگزین کنید.
 

۲. مراقبه

مراقبه یا مدیتیشن برای کاهش اضطراب و تشویش بسیار مؤثر است. مراقبه کمکتان می‌کند آگاهی بیشتری از افکار و احساسات‌تان داشته باشید. زمانی‌که در حال مراقبه هستید، می‌توانید افکار یا احساسات منفی‌تان را تغییر دهید یا رهایشان کنید.
آسان‌ترین روش مراقبه تمرکز روی تنفس است. چشم‌هایتان را ببندید و روی دم و بازدم خود متمرکز شوید. هروقت ذهنتان منحرف شد (که اگر در کار مراقبه تازه‌کار هستید، این اتفاق بارها رخ می‌دهد)، آن را بپذیرید؛ چراکه این وضعیت کاملا طبیعی است. بعد به‌محض اینکه متوجه شدید ذهنتان معطوف به جای دیگری شده است (که معمولا چند ثانیه طول می‌کشد)، به‌آرامی دوباره روی تنفستان تمرکز کنید.
روش دیگر استفاده از مراقبه‌های هدایت‌شده است. برای این‌ کار باید یا به یک برنامه ضبط‌شده مراقبه گوش کنید یا مربی داشته باشید. بدین ترتیب، می‌توانید روی کلمات گفته‌شده متمرکز شوید. هزاران برنامه‌ ضبط‌شده در اینترنت یا اپلیکیشن‌های تلفن‌های همراه در دسترس است که می‌توانید از آنها استفاده کنید.
 

۳. تجسم خلاق

ما همیشه به‌طور طبیعی از تخیلات خود استفاده می‌کنیم؛ اما معمولا این تخیلات را برای سناریوهای بد و موضوعاتی که از آنها وحشت داریم به کار می‌بریم. در واقع، درست مانند تفکر منفی، تخیلاتمان هم حال‌وهوایی منفی به خود می‌گیرند. تجسم خلاق کمک می‌کند با تصویرپردازی واضح از آنچه می‌خواهید به آن دست یابید، تخیلات منفی‌تان را معکوس کرده و به‌جای آن به‌ چیزی که می‌خواهید برسید فکر کنید.
در تجسم خلاق، موقعیت‌ها و فعالیت‌ها و روش‌های رسیدن به آنها را در ذهن خود تداعی می‌کنید. تجسم خلاق به نوعی تمرین ذهنی (به‌ویژه در ورزش و مسابقات ورزشی) معروف است. تجسم خلاق چیزی بسیار بیشتر از دیدن نتایج مثبت کاری در ذهن است. شما با این روش می‌توانید آن نتیجه را با تمام وجود حس کنید. در حقیقت، می‌توانید تمام حواستان را به کار گیرید و حتی آن را بشنوید، ببویید و بچشید.
 

۴. خودهیپنوتیزم

خودهیپنوتیزم (Self-Hypnosis) شبیه مراقبۀ هدایت‌شده است، با این تفاوت که هدفمندتر است. افراد با استفاده از خودهیپنوتیزم، انگیزه یا اعتمادبه‌نفس خود را افزایش می‌دهند یا اینکه با این روش، ترک عادات بد (مانند سیگارکشیدن) پرخوری یا مصرف نوشیدنی‌های الکلی ساده‌تر می‌شود. آسان‌ترین روش خودهیپنوتیزم گوش‌دادن به یک برنامه خودهیپنوتیزم ضبط‌شده است. هزاران فایل صوتی برای خودهیپنوتیزم در فضای اینترنت وجود دارد که می‌توانید از آن مواردی که مؤثرتر از بقیه است استفاده کنید. البته پس از مدتی یاد می‌گیرید چگونه بدون استفاده از این برنامه‌های ضبط‌شده خودتان را هیپنوتیزم کنید.
 

۵. نوشتن خاطرات روزانه

وقتی افکارمان را فقط در ذهنمان نگه می‌داریم، آنها به‌مرور در سرمان انباشته می‌شوند و به گیجی و سردرگمی‌مان منجر می‌شوند. با این روش، مشکلات بسیار بزرگ‌تر از آنچه هستند دیده می‌شوند. نوشتن خاطرات روزانه روی کاغذ (یا در یک فایل رایانه‌ای) کمک می‌کند دیدگاه تازه‌، ذهن آرام‌تر و دید روشن‌تری به مسائلتان داشته باشید. در ضمن، با نوشتن می‌توانید احساسات‌ منفی‌تان را هم تخلیه کنید.
برای گرفتن بهترین نتیجه، بهتر است افکارتان را روی کاغذ بنویسید؛ اما اگر دوست دارید، می‌توانید از رایانه و تبلت و تلفن هوشمند هم استفاده کنید. مهم‌ این است که این کار را انجام دهید.
 

۶. هدف‌گزینی و رسیدن به آن

بسیاری از مردم از فعالیت‌های خودتوسعه‌ای استقبال می‌کنند تا زندگی‌شان را بهبود بخشند یا آن را تغییر دهند. این کار معمولا با هدف‌گزینی شروع می‌شود. بدین ترتیب، درمورد اینکه چه می‌خواهید و تا چه وقت باید به آن دست یابید، افکار و روش کار روشنی دارید. داشتن هدف شما را تشویق می‌کند روی فعالیت‌های دیگر خودتوسعه‌ای‌تان متمرکز شوید.
هدف‌گزینی به شما این اشتیاق و انگیزه را می‌دهد که دائما روی فعالیت‌های خودتوسعه‌ای کار کنید. در واقع، داشتن هدف باعث می‌شود حس کنید دلیل و منفعت خاصی دارید که به‌خاطر آن به بهبود ویژگی‌ها و مهارت‌های خودتان توجه کنید. مراقب باشید هدف‌گزینی هوشمندانه انجام دهید؛ یعنی هدفتان دقیق و مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، دست‌یافتنی و واقعی باشد و بتوانید در زمان معینی به آن دست یابید.
 
مثلا از سال جدید برای خود اهدافی برگزینید. سپس آنها را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. طوری برنامه‌ریزی کنید که پایان هر فصل یا هر ماه، بخشی از اهدافتان را محقق کنید. در ضمن، بررسی منظم اهدافتان (حداقل ماهانه) به‌اندازه برنامه‌ریزی مهم است. روند کارتان را به‌خوبی بررسی کنید و برای اینکه احتمال موفقیت‌تان بیشتر شود، هر تغییری را که لازم است انجام دهید.
 

۷. کمک از مربی

داشتن مربی‌ای که به شما آموزش دهد و با یکدیگر جلسات تک‌به‌تک داشته باشید روش بسیار مؤثر خودتوسعه‌ای است. این نوع جلسات یادگیری نوع بسیار کارآمد خودتوسعه‌ای است. مربی‌ای کارآزموده با پرسیدن سؤال‌های مستقیم، هدفمند و شخصی، در کشف نقاطی که از دید شما پنهان مانده است بسیار تأثیرگذار است. افراد متخصص کمک می‌کنند به کارهایی که می‌توانید انجام دهید و برایتان ممکن‌اند فکر کنید. آنها یادتان می‌دهند افق دید و باورهایتان را گسترش دهید و محدودیت‌های فکری‌تان را کنار بگذارید.
یکی از فواید استفاده از آموزش‌های مربی هدف‌گزینی در کنار تعهد و احساس مسئولیت است. وقتی انجام‌دادن کاری یا رسیدن به هدفی را با مربی یا مشاور زندگی خود در میان بگذارید، نمی‌توانید به‌راحتی از بار مسئولیت آن شانه خالی کنید. در واقع، می‌دانید باید به مربی‌تان پاسخ دهید. هروقت هم که در کارتان شکست خوردید، مجبورید دلایل یا بهانه‌هایی را که باعث این شکست شده‌اند به او توضیح دهید.
این کار درست مانند مربی ورزشی می‌ماند که مجبورتان می‌کند ۳۰ بار روی زمین شنا بروید و هر زمان که احساس کردید بیشتر از ۲۰ بار شنا نمی‌توانید بروید، او تشویقتان می‌کند ادامه دهید. مربی و مشاور زندگی هم به شما انگیزۀ پیش‌رفتن می‌دهد و کمک می‌کند سریع‌تر به اهدافتان برسید.
 

۸. درمان

درمان متفاوت از کمک‌گرفتن از مربی است. در این شیوه، به شما کمک می‌شود آن حوادث از گذشته را که باعث شده دست از تلاش و پیشرفت بردارید فراموش کنید و درمان شوید. با درمان می‌توانید با رویدادهایی که از آن صدمه‌ دیده‌اید برخورد کرده و آنها را حل‌وفصل کنید. همچنین، باورهای فعلیِ ناشی از اتفاقات دوران کودکی‌تان را که به شما صدمه می‌زنند تغییر دهید.
روش‌های درمانی متفاوتی وجود دارد که از آنها می‌توان به مشاوره و شکل‌های مختلف روان‌درمانی اشاره کرد. اگر به روان‌شناس مراجعه کنید، او ممکن است از روش رفتاردرمانی شناختی (CBT) استفاده کند. هیپنوتیزم‌درمانی هم یکی دیگر از روش‌های درمانی است. با این روش می‌توانید با مشکلات و حوادث گذشته مواجه شوید و آنها را التیام ببخشید و برطرف کنید. البته این روش ممکن است شبیه روش مربی باشد و بیشتر روی حل مسائل متمرکز شود.
 

۹. غلبه بر ترس‌ها

یکی از بهترین فعالیت‌ها برای خودتوسعه‌ای غلبه بر ترس است. در حقیقت، ترس بزرگ‌ترین مانع موفقیت است. ترس است که شما را به دام خود می‌اندازد و قدرت حرکت را از شما می‌گیرد. یکی از سریع‌ترین روش‌های رشد و پیشرفت غلبه بر ترس است.
کارهایی را که شما را به ترس و وحشت می‌اندازد انجام دهید؛ مخصوصا کارهایی که از نظر فیزیکی تأثیر بدی رویتان نمی‌گذارد (مثل سخنرانی در جمع، صحبت با غریبه‌ها، تماس‌های سخت تلفنی یا ضبط ویدئو). همچنین، می‌توانید کاری را که باید به سرانجام می‌رساندید و آن را هفته‌ها به تعویق انداخته‌اید انجام دهید (مانند گفت‌وگویی جدی و البته دشوار با همسر یا رئیستان).
یک روش دیگر برای تقویت روحیه‌تان در برابر ترس هر روز انجام دادن کاری جدید و ناآشنا و کاری که اندکی ناخوشایند باشد است؛ مثلا به کافه‌ای ناآشنا بروید یا غذایی متفاوت را امتحان کنید یا وظایف محل کارتان را با روشی مؤثرتر و کارآمدتر انجام دهید.
 

۱۰. عملی‌کردن چالش‌ها

زمانی‌که وقت و انرژی بسیاری به‌ خرج می‌دهید تا به چیزی بسیار باارزش در مدت‌زمان نسبتا کوتاه دست یابید، دست به چالش بزرگی زده‌اید. از برخی از چالش‌های دیگر می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد:
 
تمرین و آموزش و سپس شرکت در مسابقه دوی ماراتن؛
شروع‌کردن کسب‌وکار؛
تغییر شغل و حرفه؛
کاهش وزن مؤثر.
وقتی برای خود چالشی در نظر می‌گیرید، موفقیت در آن چالش به شما انگیزه حرکت بیشتر می‌دهد. چالش‌ها به شما ثابت می‌کنند می‌توانید کاری را که همیشه تصور می‌کردید سخت یا غیرممکن است عملی سازید. چالش‌های برای غلبه بر عادت‌ها و رسیدن به اهداف مهم و معنادار در زندگی بی‌نظیرند.
 
برای اینکه چالش‌هایی که تعیین می‌کنید مؤثر باشند، باید مقدار زمانی که برای تکمیل آن چالش در نظر می‌گیرید دقیق باشد. این مدت‌زمان می‌تواند ۳۰، ۶۰، ۹۰ یا ۱۰۰ روزه باشد. برای برخی از افراد، بهترین مدت‌زمان تکمیل یک چالش ۱۰۰ روز است. وقتی تمام هم‌وغم خود را روی موفق‌شدن در چالش موردنظرتان بگذارید، در ۱۰۰ روز خیلی کارها می‌توانید انجام دهید. همچنین، این مدت‌زمان آن‌قدر طولانی هست که بتوانید آن را تبدیل به عادت کنید؛ به‌طوری که مثلا هر ۱۰۰ روز یک چالش تازه برای خود ترتیب دهید و آن را به سرانجام برسانید.
 

۱۱. اقدام‌کردن

اگر یک فعالیت جدید خودتوسعه‌ای، ابزار یا تکنیکی را بیاموزید اما آن را به کار نبرید، کار بیهوده‌ای کرده‌اید. در واقع، عالم بی عمل مانند زنبور بی عسل است.
 
به مثال‌های زیر توجه کنید:
 
خواندن و یادگیری درباره مؤثرترین تکنیک‌های دوست‌یابی در برابر قرار ملاقات با دوستی جدید؛
تحقیق و بررسی درباره بهترین روش‌های سخنرانی برای عموم در برابر سخنرانی در جمع؛
یادگرفتن تمام روش‌های کسب درآمد اینترنتی در برابر شروع یک حرفه اینترنتی.
یادگیری و دانستن راحت است. می‌توانید با رفتن به دانشگاه یا جست‌وجو در فضای وب، دانش بسیاری کسب کنید. هر نوع اطلاعاتی که نیاز دارید به‌آسانی در دسترس است. به‌کاربردن آموخته‌هایتان و آزمایش آنها مهم است. افراد معمولا در این مرحله کاملا متعهد نیستند. زندگی به‌کاربستن دائمی کارهایی است که یاد گرفته‌اید و با تمرین است که پیشرفت می‌کنید. این روش در نهایت موجب رسیدن به نتایجی ثابت و قابل پیش‌بینی می‌شود و به‌کاربستن آموخته‌هایتان به عادت یا حتی بخشی از وجودتان تبدیل خواهد شد.
 

۱۲. قدردانی‌کردن و شکرگزاری

دلیل اصلی فعالیت‌هایی که برای خودتوسعه‌ای انجام می‌دهیم رسیدن به چیزی است که قبلا آن را نداشته‌ایم. تمرکز (حتی در حد وسواس) روی رسیدن به اهدافمان و تغییرات چشمگیر در زندگی ساده است. البته این حد از تلاش گاهی‌ ممکن است باعث ناراحتی و ناامیدی شود؛ به‌ویژه زمانی‌که رسیدن به هدفتان بیش از آنچه در نظر داشتید طول کشیده است.
 
ما معمولا آنچه را در حال حاضر در زندگی داریم به‌راحتی فراموش می‌کنیم.
 
چند دقیقه وقت بگذارید و بابت داشته‌هایتان شکرگزاری کنید. فهرست تمام داشته‌هایتان را بنویسید و قدردان آنها باشید. می‌توانید یک دفترچه برای یادداشت تمام چیزهایی که دارید اختصاص دهید و هر روز هر چیزی که به داشته‌هایتان اضافه شد در آن یادداشت کنید. روی همه موارد و حتی ساده‌ترین آنها مانند غذای کافی، سلامتی، محل زندگی امن و راحت یا داشتن پول کافی متمرکز شوید. حتی وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شوید و یک روز دیگر از زندگی‌تان را تجربه می‌کنید سپاسگزار باشید.
 

شما هم نظر دهید